1 آواره به کوه و دشت و صحرا شده ام مجنونم و، دیوانه لیلا شده ام
2 آن کأو، پی آبرو بود، عاشق نیست من عاشق صادقم که رسوا شده ام
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 سوی بلبل دم گل باد صبا خواهد برد خبر مقدم گل تا همه جا خواهد برد
2 مژده ده مژده جمهوری ما تا همه جای هاتف غیب به تأیید خدا خواهد برد
1 هزار عقده ز دل ای سرشگ واکردی بیا بیا که چه خوش آمدی صفا کردی
2 ز چیست سرزده بیرون شدی ز روزن چشم چه شد که سر دل افشا و برملا کردی
1 به یار شرح دل پرملال نتوان گفت نگفته بهتر، امر محال نتوان گفت
2 خیال یکشبه هجر تا بدامن حشر: اگر شود همه روزه وصال نتوان گفت
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به