1 من دوش بپرسیدم بر وجه یقینت زان بت که به نحو اندر زین الادبا شد
2 گفتم که بود جانا مکسور به علت زلفین تو بی علت مکسور چرا شد
3 گفتا که پر از همزه ست این زلف چو لامم مکسور کند لام تو را ظن خطا شد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای به قدر از برادران برتر مر تو را شد برادر تو پدر
2 مادر تو چو مادر پدرست پس تو را جده باشد و مادر
1 تا در جهان مکین و مکان باشد بهرامشاه شاه جهان باشد
2 شاه شهاب تیر که دستش را قوس قزح سزد که کمان باشد
1 کس را بر اختیار خدای اختیار نیست بر دهر و خلق جز او کامگار نیست
2 قسمت چنان که باید کردست در ازل و اندیشه را بر آنچه نهادست کار نیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به