1 جزوی و کلی از دو برون نیست آنچ هست جز وی همه تو بخشی و کلی همه خدای
2 من از خدای و از تو همی خواهم این دو چیز تا او ترا بقا دهد و تو مرا قبای
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تا در دو جهان قضای معبود بود تا خلق جهان و چرخ موجود بود
2 گر ملک بود بدست محمود بود ور سعد بود بدست مسعود بود
1 چهار پایی کش پیکر از هنر هموار نگار گر ننگارد چو او بخامه نگار
2 جهنده ای که همی برق ازو برد جستن رونده ای که همی باد ازو برد رفتار
1 گفتم چشمم ز بس کزو خون آید از لاله برنگ و سرخی افزون آید
2 گفت آنهمه خون نبد که بیرون آمد ؟ کز رنگ رخم اشک تو گلگون آید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به