1 ای دیدن تو راحت جانم جاوید شب ماه منی و روز روشن خورشید
2 روزی که نباشدم به دیدارت امید آن روز سیاه باد و آن دیده سپید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای کم شده وفای تو این نیز بگذرد و ا فزون شده جفای تو این نیز بگذرد
2 زین بیش نیک بود به من بنده رای تو گر بد شدست رای تو این نیز بگذرد
1 ای پسر عشق را بدایت نیست در ره عاشقی نهایت نیست
2 اگرت عشق هست شاکر باش که به عشق اندرون شکایت نیست
1 ایام چو من عاشق جانباز نیابد دلداده چنو دلبر طناز نیابد
2 از روی نیاز او همه را روی نماید یک دلشده او را ز ره ناز نیابد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به