1 هرگز آن راحتم نخواهد شد کان نگار از خمار مینالید
2 خفته در روی و چاکری مشفق پشت او را بناز می مالید
3 کیر اندر میان شلوارم پیرهن پیرهن همی پالید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 همه کار گیتی بود برقرار چو با دین و دانش بود شهریار
2 بعدلست هر سلطنت را ثبات بعلمست هر مملکت را مدار
1 جهان سرای غرورست، نی سرای سرور طمع مدار سرور اندرین سرای غرور
2 بعاقبت بحسام هوان شود مجروح دلی که او بحطام جهان شود مسرور
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به