1 بود باغ جنان باغ الهی بچین زو کام دل چندان که خواهی
2 بنای این چمن چون مینهادند در فیض الهی را گشادند
3 اگر خواهی که رضوان را کنی داغ تلاش باغبانی کن درین باغ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را حباب از خیمه نتواند که پوشد روی دریا را
2 ملک در موسم گل آروی جام می دارد چرا چون دیو باید داشتن در شیشه صهبا را؟
1 دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگریست بهر یک پروانه از هر سو چراغ دیگریست
2 هر طرف رنگی دگر برمیکند نظّارهاش ساقی ما گلگل امشب از ایاغ دیگریست
1 ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما به دوستی که تو هم دل بشو ز کینه ما
2 ز خیرهچشمی خود سوختم که یار امروز هنوز در عراق است از نگاه دینه ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به