1 در جهان تا کریم و مکرم بود از مدیحم تهی نبود دهان
2 دهن من تهی از آن مانده ست کز کریمان تهی شده ست جهان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 جهان جوان شد از این نوبهار تازه جوان بدین جوان نگر و تازه دار جان و روان
2 اگر ز برف سر کوه بود چون سر پیر زعکس لاله سر پیر شد چو روی جوان
1 نوبهار بدیع بی همتا همتی بذل کرد بر صحرا
2 تا به تاثیر بذل و همت او گشت صحرا بدیع و بی همتا
1 ای خجل با روی و زلفت روز و شب مانده ام با روی و زلفت در عجب
2 رویت از روز است یا روز از رخت شب ز زلف توست یا زلفت ز شب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به