-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من ای لاله کاش داغ تو بودی ازان من
2 از بس که حرف تیغ بتان شد زبانزدم شد ریشه ریشه چون قلم مو، زبان من
3 گر پهلویم چو شمع نمیداشت، چربیی کی سوختی به علت، مغز استخوان من؟
4 در غیرتم که سایه چرا با تو همره است دنبال کس مباد دل بدگمان من
5 چشم حسود، بر دل چاکم خورد هنوز رشکی که بر قفس نخورد آشیان من
6 بالیدهام ز شوق، که مویی نمیزند موی میان او ز تن ناتوان من
7 هر ناله کز برای تو باشد توان شناخت یا رب مباد گوش کسی بر فغان من
8 سررشته محبت اگر آیدم به دست سوزد چو شمع بر سر آن رشته، جان من