1 اندر آن دم که مبدع اشیا کرد نقش وجود را پیدا
2 قدسیان چشم بر تو بگشادند حال را در تردد افتادند
3 یوسفی دیدهاند زیبا روی شاهدی دیدهاند نیکوخوی
4 از عدم آمده به شهر وجود کرده منزل به طالع مسعود
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آنرا که خدا از قلم لطف نگارد شاید که به خود زحمت مشاطه نیارد
2 مشاطه چه حاجت بود آن را که همی حسن هر ساعت ماهی ز گریبانش برآرد
1 آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود و آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بود
2 آفرین بر جان آن کس کو نکو خواهت بود شادمان آن کس که با تو در یکی بستر بود
1 می ده ای ساقی که می به درد عشق آمیز را زنده کن در می پرستی سنت پرویز را
2 مایه ده از بوی باده باد عنبربیز را در کف ما رادی آموز ابر گوهر بیز را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به