1 در پیش کمان گروهه شاه قزل خورشید به سجده اوفتد خوار و خجل
2 زیرا که نهند داغ کفرش بر دل گر گوید:من از آتشم،او از گل
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 زهی نظیر تو چشم زمانه نادیده سیاستت به سزا گوش چرخ مالیده
2 خرد که بر دوجهان نافذست فرمانش در آستان تو جز بندگی نورزیده
1 تو راست لعل شکر بار و در میان گوهر میان لعل چرا کرده ای نهان گوهر
2 به خنده چون لب یاقوت رنگ بگشائی ز شرم زرد شود همچو زعفران گوهر
1 چه پرتو است که اقبال در جهان افکند؟ چه غلغل است که دولت در آسمان افکند؟
2 غبار موکب شاه است یا نسیم بهشت؟ که بوی امن و امان در مشام جان افکند؟
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به