1 چندان زغم انگیخته ام آتش و آب وز دیده و دل ریخته ام آتش و آب
2 از آرزوی لبش چو رخساره او در یکدگر آمیخته ام آتش و آب
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 چون شد از دریای مینا زورق زر ناپدید آمد از درج زمرد لولو لالا پدید
2 چون ز لوح لاجوردی میم زرین شد نهان نون سیمین شد ز روی تخته مینا پدید
1 پناه ملت اسلام مجد دولت و دین دلت نهان جهان آشکار بشناسد
2 ضمیر پاک تو آن صیرفی استادست که نقد هفت فلک را عیار بشناسد
1 ایزد چو کارگاه فلک را نگار کرد از کاینات ذات تو را اختیار کرد
2 نی نی هنوز کاف کن از نون خبر نداشت کایزد رسوم دولت تو آشکار کرد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **