1 در نظر نقش و نگارت می کشم تا نفس دارم خمارت می کشم
2 می شوم خاک و گلستان می شوم حلقه در گوش بهارت می کشم
3 سینه از داغت بر آتش می زنم درد یاری در دیارت می کشم
4 در سر مستی ز ساغر بیخبر حرف لعل میگسارت می کشم
5 بزم یکرنگی است مشق دوستی از دل خود انتظارت می کشم
6 خاک می گردم به راه وعده ای انتقام از انتظارت می کشم
7 پر به صبر خویش می نازی اسیر حلقه در گوش قرارت می کشم
دیدگاهها **