- لایک
- ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 خزان آمد گریبان را برندی چاک خواهم کرد بمن می ده که پر افشانیی چون تاک خواهم کرد
2 ورق را تازه گردانید بستان، می بگردانید که چندین معنی رنگین دگر ادراک خواهم کرد
3 فروزان گشت روی برگ و خون رز بجوش آمد سر از می گرم در این بزم آتشناک خواهم کرد
4 گر آن خورشید رویم این خزان همکاسه خواهد شد میی همچون شفق در شیشه ی افلاک خواهم کرد
5 چمن از برگ رنگین گشت چون بتخانه آزر زمستی سجده یی در هر خس و خاشاک خواهم کرد
6 بچین ابروی ساقی که تا دارم میی باقی نظر در چشم مست و غمزه بیباک خواهم کرد
7 درین میدان که چون برگ خزان مرغ از هوا افتد سری دارم فدای حلقه ی فتراک خواهم کرد
8 چو عکس خط ساقی در شراب افتاد دانستم که حرف عافیت از صفحه ی دل پاک خواهم کرد
9 بروی تازه رویان در خزانی باده خواهم خورد حریف سفله را در کاسه ی سر خاک خواهم کرد
10 فلک پیوسته می گوید که نقد انجم افلاک نثار میر عادل قاسم پرناک خواهم کرد
11 فغانی بوسه ی ساقیست تریاک شراب تلخ دهان تلخ را شیرین بدین تریاک خواهم کرد