1 اگر به سوی من آیی ای مه ز حال زارم شوی تو آگه
2 به رحم آید دل تو ناگه نمایی با من تو لطف و احسان
3 به دام زلف و به تار گیسو اسیر کردی تو جان و دل را
4 به تیغ ابرو نمودی قتل و کشیدی یکسر به تیغ مژگان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا به جز روی گلت دیگر به چشمم خار و خس بادا!
2 خیالم در شب زلفت رود ناگه به عیاری به شهرستان حسنت نرگس مستت عسس بادا!
1 سرشکم دانه بیحاصل کیست؟! قماش ناله بار محمل کیست؟!
2 دلم هر لحظه دارد اضطرابی تپش فرسود شوق بسمل کیست؟!
1 قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما نغمهای از ساز دل بی زیر و بم داریم ما
2 خاکساری نیست کم از دستگاه اعتبار بوریای فقر همچون تخت جم داریم ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به