1 هر باد که از شام به اصحاب تو آید آرام دل و راحت ارواح فزاید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 شب دراز که مانند زلف یار من است چو زلف یار به دست است، کار کار من است
2 ز روزگار همین یک دم است حاصل من که کارساز دلم یارِ سازگار من است
1 ماهرویان زلف مشکین را پریشان کردهاند عاشقان دنیی و دین در کار ایشان کردهاند
2 نور صبح از پرده شب آشکارا میشود گر چه عارض را به زیر زلف پنهان کردهاند
1 دوستان از دوستان یاد آورید عهد یار مهربان یاد آورید
2 گر ز یاری یک زمان آسودهاید وقت دوری آن زمان یاد آورید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به