1 گر خصم نخواست از حسد کار توراست ایزد ملکا هر آنچه او خواست نخواست
2 امروز که راست این سعادت که تو راست اقبال فزون گشته و خصمان کم و کاست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بهاری کز دو رخسارش همی شمس و قمر خیزد نگاریکز دو یاقوتش همی شهد و شکر خیزد
2 خروش از شهر بنشاند هر آنگاهی که بنشیند هزار آتش برانگیزد هرآنگاهی که برخیزد
1 بتی که او نسب از لعبتان چین دارد به روز پاک بر از شب هزار چین دارد
2 شب سیاه نباشد قرین روز سفید بس او چگونه شب و روز را قرین دارد
1 دیدم به ره آن نگار خندان را آن ماه رخ ستاره دندان را
2 بر ماه دو هفته تافته عمدا مشکین دو رسن چه زنخدان را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به