1 اگر دانم که عشقت گرمتر خواهد تب خود را نسازم آشنای استجابت یارب خود را
2 دو عالم مطلب از یاد دو عالم می رود فریاد اگر آرم به یاد خویش ترک مطلب خود را
3 زهر صبح دلم خورشید عالمتاب می تابد به دست تیره روزی داده ام تا کوکب خود را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 پرکاویدم دل خودم را جستم آب وگل خودم را
2 در حشر به کس نمی نمایم یک زخم حمایل خودم را
1 چه حرف مهر و وفا گوش کرده ای از ما چه دیده ای که فراموش کرده ای از ما
2 بهار سوختگی چاک دلق عریانی است چه شعله ها که قصب پوش کرده ای از ما
1 من و بزمی که به مژگان نرسد خواب آنجا شود آرام می و ساغر سیماب آنجا
2 عندلیب چمنی گشته دلم کز نم اشک شعله داغ بود لاله سیراب آنجا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به