1 رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان گفتا: از غیر دوست بر بند زبان
2 گفتم که: غذا؟ گفت: همین خون جگر گفتم: پرهیز؟ گفت: از هر دو جهان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آنشب که مر از وصلت ای مه رنگست بالای شبم کوته و پهنا تنگست
2 و آنشب که ترا با من مسکین جنگست شب کور و خروس گنک و پروین لنگست
1 تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را وز خست خود خاک شوم هر کس را
2 کارم به دعا چو برنمیآید راست دادم سه طلاق این فلک اطلس را
1 در دیده به جای خواب آب است مرا زیرا که به دیدنت شتاب است مرا
2 گویند بخواب تا به خوابش بینی ای بیخبران چه جای خواب است مرا
1 ای دلبر ما مباش بی دل بر ما یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
2 نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به