1 بوی دهن تو از چمن میشنوم رنگ تو ز لاله و سمن میشنوم
2 این هم چو نباشدم لبان بگشایم تا نام تو میگوید و من میشنوم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گهی در گیرم و گه بام گیرم چو بینم روی تو آرام گیرم
2 زبون خاص و عامم در فراقت بیا تا ترک خاص و عام گیرم
1 گر شرم همی از آن و این باید داشت پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
2 ور آینهوار نیک و بد بنمائی چون آینه روی آهنین باید داشت
1 گفتم که بیا بچشم من درنگریست من نیز به حال گفتمش کاین دغلیست
2 گفتا که چه میرمی و اینت با کیست تو مردهٔ اینی همه ناموس تو چیست
1 بوقلمون چند از انکار تو در کف ما چند خلد خار تو
2 یار تو از سر فلک واقف است پس چه بود پیش وی اسرار تو
1 هله هش دار که در شهر دو سه طرارند که به تدبیر کلاه از سر مه بردارند
2 دو سه رندند که هشیاردل و سرمستند که فلک را به یکی عربده در چرخ آرند
1 دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
2 در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به