1 یاد چشمی را به افسون رام الفت میکنم مینشینم گوشهای تنها فراغت میکنم
2 ننگ سربازی است امید ترحم داشتن جان فدای جور یار بیمروت میکنم
3 خاطر من مفلس و گنج روان عشق نیست تکیه بر جمعیت گرد کدورت میکنم
4 محشر صد زخم ناسور است چاک سینهام خواب خوش در بستر شور قیامت میکنم
5 از تغافل صد رهم گر خون بریزی چون اسیر از دم تیغ تو احیای شهادت میکنم
دیدگاهها **