خوی بد دارم از جلال الدین محمد مولوی غزل 1073

جلال الدین محمد مولوی

آثار جلال الدین محمد مولوی

جلال الدین محمد مولوی

خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار

1 خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ای نگار

2 بی‌تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار

3 بی‌تو بی‌عقلم ملولم هر چه گویم کژ بود من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار

4 آب بد را چیست درمان باز در جیحون شدن خوی بد را چیست درمان بازدیدن روی یار

5 آب جان محبوس می‌بینم در این گرداب تن خاک را بر می‌کنم تا ره کنم سوی بحار

6 شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی تا فغان در ناورد از حسرتش اومیدوار

7 چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار

عکس نوشته
کامنت
comment