1 دی غافلم آن مایه دین پیش آمد قهرش به سیاست از کمین پیش آمد
2 با غمزه نگه رفت که صلح انگیزد صد عقده اش از چین جبین پیش آمد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 میم در جام و ماهم تا سحر بر روزنست امشب دو دستم تا به وقت صبح طوق گردنست امشب
2 دو چشمم حجله آیین بسته اند از گریه شادی درو بام از چراغان سرشکم روشنست امشب
1 ز عاشق می شود معشوق را نام و نشان پیدا ثمر نیکو نیاید تا نگردد باغبان پیدا
2 خودی ها محو گردد گر تو از رخ پرده برداری گمان پوشیده گردد هر کجا گردد عیان پیدا
1 آنچه رحم از دل برد تأثیر فریاد منست وانچه نسیان آورد خاصیت یاد منست
2 ساختن ممنون دیدار و به حسرت سوختن از تصرف های حرمان خداداد منست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به