1 هر چند در صناعت نقش و علوم شعر جز مر تو را روا نبود سرفراشتن
2 اوصاف خویشتن نتوانی به شعر گفت تمثال خویشتن نتوانی نگاشتن
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آن کس که بر امیر در مرگ باز کرد بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد
1 نیلوفر کبود نگه کن میان آب چون تیغ آب داده و یاقوت آبدار
2 همرنگ آسمان و به کردار آسمان زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
1 شکفت لاله ، تو زیغال بشکفان که همی ز پیش لاله به کف بر نهاده به زیغال
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به