1 تا کی ز طمع خوار نظرها گردی از بهر طلب حلقه درها گردی
2 بهر دو درم که بر یکی تیغ زنی دلاک صفت بگرد سرها گردی؟!
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 سامان حرف و صوت ندارد بیان ما فردیست از کتاب خموشی زبان ما
2 مد نگاه عجز بود رمح جانستان! کی میبرند صرفه ز ما دشمنان ما
1 اگر نه، از گل محنت سرشته اند مرا؟ چرا بجبهه خط، چین نوشته اند مرا؟
2 چنان ز حاصل خود غافلم، که پنداری هنوز در گل هستی نکشته اند مرا؟
1 سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما بگرفت خوبی تو، سخن از دهان ما
2 گر پادشاهی همه عالم بما دهند غیر از غم تو هیچ نباشد از آن ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به