1 دستش از پرده برون آمد چون عاج سپید گفتی از میغ همی تیغ زند زهره و ماه
2 پشت دستش به مثل چون شکم قاقم نرم چون دم قاقم کرده سرانگشت سیاه
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نیلوفر کبود نگه کن میان آب چون تیغ آب داده و یاقوت آبدار
2 همرنگ آسمان و به کردار آسمان زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
1 شکفت لاله ، تو زیغال بشکفان که همی ز پیش لاله به کف بر نهاده به زیغال
1 آن کس که بر امیر در مرگ باز کرد بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به