1 گفت: ای من، مرد خام کل درای پیش آن فرتوت پیر ژاژخای
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 حسودانت را داده بهرام نحس ترا بهره کرده سعادت زواش
1 من موی خویش را نه از آن می کنم سیاه تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه
2 چون جامهها به وقت مصیبت سیه کنند من موی از مصیبت پیری کنم سیاه
1 ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار بادام ترّ و سیکی و بهمان و باستار
2 مار است این جهان و جهانجوی مارگیر از مارگیر مار برآرد همی دمار
1 هرکه نامخت ازگذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به