1 مدتی شد که یار نامه نکرد رقم عنبرین شمامه نکرد
2 یا مگر کاغذ و مداد نداشت یا مرا لایق به خامه نکرد؟!
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا به جز روی گلت دیگر به چشمم خار و خس بادا!
2 خیالم در شب زلفت رود ناگه به عیاری به شهرستان حسنت نرگس مستت عسس بادا!
1 قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما نغمهای از ساز دل بی زیر و بم داریم ما
2 خاکساری نیست کم از دستگاه اعتبار بوریای فقر همچون تخت جم داریم ما
1 سرشکم دانه بیحاصل کیست؟! قماش ناله بار محمل کیست؟!
2 دلم هر لحظه دارد اضطرابی تپش فرسود شوق بسمل کیست؟!
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به