1 از می لبش آتش تر آورد برون از آب به خنده شکر آورد برون
2 خورشید ستاره بر مزارم بارید تا از شبه یار گوهر آورد برون
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 عشق است که علم دو جهان مختصر اوست مجموعه احوال دو عالم خبر اوست
2 صد راهزنم در صف اندیشه نشسته حرز دل آگاه نشین از نظر اوست
1 تو اگر ز کعبه راندی، و گر از بهشت ما را غم بنده پرور تو به دری نهشت ما را
2 چو حدیث راست گویان به همه مذاق تلخیم به سفینه عزیزان نتوانیم نوشت ما را
1 بانگ نی می برد ز هوش مرا می دهد می ز راه گوش مرا
2 ناله نای تا حریم وصال می برد بر کنار و دوش مرا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به