1 حاتم طایی تویی اندر سخا رستم دستان تویی اندر نبرد
2 نی، که حاتم نیست با جود تو راد نی، که رستم نیست در جنگ تو مرد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ریش و سبلت همی خضاب کنی خویشتن را همی عذاب کنی
1 اگر امیر جهاندار داد من ندهد چهار ساله نوید مرا که هست خرام
2 همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلح همه نیوشهٔ نادان به جنگ و کار نغام
1 از پی الفغده و روزی به جهد جانورسوی سپنج خویش جویان و روان
1 هرکه نامخت ازگذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به