1 ای ز آثار گرد موکب تو غصه ها خورده مشک تاتاری
2 رام کردی سپهر سرکش را تا چنان شد که از نگونسازی
3 می بلنگد ز بار من بنگر که چه کاری بود بدین زاری
4 من و فتراک دولتت زین پس تا مرا با سپهر نگذاری
5 ورنه آخر هم او برون نبرد پس ازین لنگیی به رهواری
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 زهی نظیر تو چشم زمانه نادیده سیاستت به سزا گوش چرخ مالیده
2 خرد که بر دوجهان نافذست فرمانش در آستان تو جز بندگی نورزیده
1 چه پرتو است که اقبال در جهان افکند؟ چه غلغل است که دولت در آسمان افکند؟
2 غبار موکب شاه است یا نسیم بهشت؟ که بوی امن و امان در مشام جان افکند؟
1 تو راست لعل شکر بار و در میان گوهر میان لعل چرا کرده ای نهان گوهر
2 به خنده چون لب یاقوت رنگ بگشائی ز شرم زرد شود همچو زعفران گوهر
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به