1 از دل خبر مپرس که بر وی چهها گذشت کاین سیل غم نخست به شهر شما گذشت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مرا تویی ز جهان آرزوی جان ای دوست حیات بهر تو خواهم در این جهان ای دوست
2 میان حلقه زلفت چو مرغ جان بنشست ندید خوشتر از آن دام آشیان ای دوست
1 برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند عاشقان را به خدا بخش ملامت تا چند
2 من دیوانه ز زنجیر نمیاندیشم که کشیدهست مرا زلف مسلسل در بند
1 چو رخسارت گل رنگین نباشد شکر چون لعل تو شیرین نباشد
2 بدیدم عارض و روی تو گفتم بدین خوبی گل و نسرین نباشد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به