1 از دل راد او رود رادی زان دل راد دارم آزادی
2 زردی از رخ ز دودش آن دل راد ای دل راد ، داد او دادی
3 درد دارد ز زار دل زارش ای دل راد ، داد او دادی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 جهان سرای غرورست، نی سرای سرور طمع مدار سرور اندرین سرای غرور
2 بعاقبت بحسام هوان شود مجروح دلی که او بحطام جهان شود مسرور
1 همه کار گیتی بود برقرار چو با دین و دانش بود شهریار
2 بعدلست هر سلطنت را ثبات بعلمست هر مملکت را مدار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به