1 از خضاب من و از موی سیه کردن من گر همی رنج خوری، بیش مخور، رنج مبر!
2 غرضم زو نه جوانی است؛ بترسم که زِ من خردِ پیران جویند و نیابند مگر!
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آن کس که بر امیر در مرگ باز کرد بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد
1 نیلوفر کبود نگه کن میان آب چون تیغ آب داده و یاقوت آبدار
2 همرنگ آسمان و به کردار آسمان زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
1 شکفت لاله ، تو زیغال بشکفان که همی ز پیش لاله به کف بر نهاده به زیغال
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به