1 از صد هزار سالک فردی رسد به آنجا فردی رسد به آنجا از صد هزار سالک
2 با ذات حضرت او غیری چه کار دارد اعیان و جمله اسما در ذات اوست هالک
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 از ازل تا ابد خواند مرا یار من محروم کی ماند مرا
2 من به غیر او نکردم التفات حضرت او نیک می داند مرا
1 دردمندانیم و مانده بی دوا همدم و همدرد ما هم درد ما
2 غرق در دریای بی پایان شدیم غیر ما دیگر نباشد آشنا
1 فلولاه و لولانا لما کان الذی کانا اگر نه ما و او بودی نبودی این و آن جانا
2 و اما عینه فاعلم اذا ما قلت انسانا یکی عین است و دو نامش یکی موج و یکی دریا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به