1 فروزنده تخت و دیهیم و گاه بتن یادگار منوچهر شاه
2 بیفزود بر بندگانش امید در علم را پادشه شد کلید
3 بسی سال گردون گردنده گشت که خون بارد از دیده زان سرگذشت
4 کنون جهل را دست بر بست و پای مظفر شهنشاه ایران خدای
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 روز میلاد شهی راد و عظیم الشانست کایة الله علی دائرة الامکانست
2 کاشف وحی و گشاینده تاویل که خود سر تنزیل نبی ترجمه فرقانست
1 مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد نایب السلطنه با داد خدا داد آمد
2 بحر علم آمد و از گوهر تابان زد موج کوه عزم آمد و با پنجه پولاد آمد
1 همتی ای ناخدا کرم کن و دریاب کشتی ما را که اوفتاده به گرداب
2 نه خبر از ساحل و نه راه به مقصد نه اثر از نور آفتاب وز مهتاب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به