1 گران مایه پورش که بد اردشیر ابرگاه شد هفت ساله هژیر
2 به پیروز خسرو سپرد او سپاه که او پهلوی بود با دستگاه
3 پس از هفت مه کشته شد آن جوان به دست چنان مرد تیره روان
4 مگر مایه ی کار بودی گراز که بر تخت شاهی نشیند فراز
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 یکی مرد بد خودسر و بد کنش که خواندند او را همی خود منش
2 به چاپاریش می گذشتی زمان بدین خواجه اش دوستی بد نهان
1 پس از کار سیروس در لیدیا تژاو گزین گشت فرمانروا
2 ازونتاس داماد شاه اردشیر به همراه بد با تژاو دلیر
1 چو از کار مدیه بپرداخت شاه سوی لیدیا راند یکسر سپاه
2 که جنگی کرازوس با دستگاه گذر داده بودی به سرحد سپاه
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به