1 هر نفس دل صدهزار اندیشه پیدا میکند جنبش این دانه چندین ریشه پیدا میکند
2 اقتضای جلوه دارد اینقَدَر تمهید رنگ تا پری بیپرده گردد شیشه پیدا میکند
3 شمع این محفل مرا بر سوختن پروانه کرد هرکه باشد غیرت از هم پیشه پیدا میکند
4 مرد را سامان غیرت عارضی نبود که شیر ناخن و دندان همان در بیشه پیدا میکند
5 در زوال عمر وضع قامت پیری بس است نخل این باغ ازخمیدن تیشه پیدا میکند
6 یأس دل کم نیست گر خواهی ز خود برخاستن نشئهواری از شکست این شیشه پیدا میکند
7 حسرت پیکان او بیناله نپسندد مرا آخر این تخم محبت ریشه پیدا میکند
8 دل وفا، بلبل نوا، واعظ فسون، عاشق جنون هرکسی در خورد همت پیشه پیدا میکند
9 عرصهٔ آفاق جای جلوهٔ یک ناله نیست نیگره از تنگی این بیشه پیدا میکند
10 بیدل از سیر تأملخانهٔ دل نگذری نقشها این پردهٔ اندیشه پیدا میکند
دیدگاهها **