1 با آنکه تو اندر پی مقصود خودی نه واجد غیری و نه موجودی خودی
2 مقصود تو از طاعت معبود اگر بهبود خود است پس تو معبود خودی
1 رندان باده نوش که با جام همدند واقف ز سِر عالم و از حال آدمند
2 حقند اگر چه خلق نمایند خلق را بحرند اگر چه در نظر ما چو شبنمند
1 گر نه آب است اصل گوهر چیست جوهر گوهر منور چیست
2 همه عالم چو گوهری دریاب با تو گفتم بدان که گوهر چیست
1 مبتلائی دیدمش خوش در بلا گفتمش خواهی بلا گفتا بلی
2 از بلا چون کار ما بالا گرفت جان ما جوید بلا از مبتلا