1 خور آئین چهرهات افروتهتر بی بجانم تیر عشقت دوتهتر بی
2 چرا خال رخت دونی سیاهه هر آن نزدیک خور بی سوتهتر بی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نگارینا دل و جانم ته دیری همه پیدا و پنهانم ته دیری
2 نمیدانم که این درد از که دیرم همیدانم که درمانم ته دیری
1 دمی بوره بوین حالم ته دلبر دلم تنگه شبی با مو بسر بر
2 ته گل بر سر زنی ای نو گل مو به جای گل زنم مو دست بر سر
1 خدایا داد از این دل داد از این دل نگشتم یک زمان من شاد از این دل
2 چو فردا داد خواهان داد خواهند بر آرم من دو صد فریاد از این دل
1 چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی که یکسر مهربانی دردسر بی
2 اگر مجنون دل شوریدهای داشت دل لیلی از آن شوریده تر بی
1 اگر دستم رسد بر چرخ گردون از او پرسم که این چون است و آن چون
2 یکی را میدهی صد ناز و نعمت یکی را نان جو آلوده در خون
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به