1 ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم بر دل منه ز بهر جهان هیچ بار غم
2 افکنده همچو سفره مباش از برای نان همچون تنور گرم مشو از پی شکم
3 تو مست خواب غفلتی و از برای تو ایزد فکنده خوان کرم در سپیده دم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای خداوند خراسان و شهنشاه عراق ای به مردی و به شاهی برده از شاهان سباق
2 ای سپاهت را سپاهان رایتت را ری مکان ای ز ایران تا به توران بندگانت را وثاق
1 گاه توبه کردن آمد از مدایح و ز هجی کز هجی بینم زیان و از مدایح سود نی
2 گر خسیسانرا هجی گویی، بلی باشد مدیح گر بخیلانرا مدیح آری، بلی باشد هجی
1 این قصر خجسته که بنا کردهای امسال با غرفهٔ فردوس به فردوس قرینست
2 همچون حرمش طالع سعدست و مبارک همچون ارمش نقش مهنا و گزینست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به