1 چهارم روز مجلس تازه کردند غناها را بلند آوازه کردند
2 به بخشیدن در آمد دست دریا زمین گشت از جواهر چون ثریا
3 ملک چون شد ز نوش ساقیان مست غم دیدار شیرین بردش از دست
4 طلب فرمود کردن باربد را وزو درمان طلب شد درد خود را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چو شیرین در مداین مهد بگشاد ز شیرین لب طبقها شهد بگشاد
2 پس از ماهی کز آسایش اثر یافت ز بیرون رفتن خسرو خبر یافت
1 چو رود باربد این پرده پرداخت نکیسا زود چنگ خویش بنواخت
2 در آن پرده که خوانندش حصاری چنین بکری بر آورد از عماری
1 ز راه پاسخ آن ماه قصب پوش ز شکر کرد شه را حلقه در گوش
2 گشاد از درج گوهر قفل یاقوت رطب را قند داد و قند را قوت
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به