1 دگر ره گفت کاجرام کواکب ندانم بر چه مرکوبند راکب
2 شنیدستم که هر کوکب جهانیست جداگانه زمین و آسمانیست
3 جوابش داد کاین ما هم شنیدیم درستی را بدان قایم ندیدیم
4 چو وا جستیم از آن صورت که حالست رصد بنمود کاین معنی محالست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چو رود باربد این پرده پرداخت نکیسا زود چنگ خویش بنواخت
2 در آن پرده که خوانندش حصاری چنین بکری بر آورد از عماری
1 ز راه پاسخ آن ماه قصب پوش ز شکر کرد شه را حلقه در گوش
2 گشاد از درج گوهر قفل یاقوت رطب را قند داد و قند را قوت
1 چو شیرین در مداین مهد بگشاد ز شیرین لب طبقها شهد بگشاد
2 پس از ماهی کز آسایش اثر یافت ز بیرون رفتن خسرو خبر یافت
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به