-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 بیا ای عشق، ننگ عافیت از سرم وا کن دلم را طاقت غم ده، سرم را گرم سودا کن
2 شب تنهاییام مشرق ز یادش رفته، ای گردون رهی دیگر برای مطلع خورشید پیدا کن
3 گل خودروی من، آهنگ سیر بوستان دارد برو ای دیده و در چشم نرگس خویش را جا کن
4 مرا خوانی به بزم خود، دهی پهلوی غیرم جا خسک در دیدهام ریزی و گویی گل تماشا کن
5 اگر خواهی که ره بیرون بری از شام تنهایی برو چون آسمان هر صبح خورشیدی مهیا کن