بیا ای عشق، ننگ عافیت از از قدسی مشهدی غزل 414

قدسی مشهدی

آثار قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

بیا ای عشق، ننگ عافیت از سرم وا کن

1 بیا ای عشق، ننگ عافیت از سرم وا کن دلم را طاقت غم ده، سرم را گرم سودا کن

2 شب تنهایی‌ام مشرق ز یادش رفته، ای گردون رهی دیگر برای مطلع خورشید پیدا کن

3 گل خودروی من، آهنگ سیر بوستان دارد برو ای دیده و در چشم نرگس خویش را جا کن

4 مرا خوانی به بزم خود، دهی پهلوی غیرم جا خسک در دیده‌ام ریزی و گویی گل تماشا کن

5 اگر خواهی که ره بیرون بری از شام تنهایی برو چون آسمان هر صبح خورشیدی مهیا کن

عکس نوشته
کامنت
comment
بنر