🌟 نیت کن و فال حافظ بگیر 🌟
ابوالقاسم فردوسی

ابوالقاسم فردوسی

ابوالقاسم فردوسی
ابوالقاسم فردوسی

چو بشنید قیصر از ابوالقاسم فردوسی شاهنامه 8

شاهنامه 8 ام از 778 پادشاهی لهراسپ

چو بشنید قیصر بر آن برنهاد

🌙 حالت شب
شماره بیت
اندازه متن
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30

1 چو بشنید قیصر بر آن برنهاد که دخت گرامی به گشتاسپ داد

2 بدو گفت با او برو همچنین نیابی ز من گنج و تاج و نگین

3 چو گشتاسپ آن دید خیره بماند جهان‌آفرین را فراوان بخواند

4 چنین گفت با دختر سرفراز که ای پروریده بنام و بناز

5 ز چندین سر و افسر نامدار چرا کرد رایت مرا خواستار

6 غریبی همی برگزینی که گنج نیابی و با او بمانی به رنج

7 ازین سرفرازان همالی بجوی که باشد به نزد پدرت آبروی

8 کتایون بدو گفت کای بدگمان مشو تیز با گردش آسمان

9 چو من با تو خرسند باشم به بخت تو افسر چرا جویی و تاج و تخت

10 برفتند ز ایوان قیصر به درد کتایون و گشتاسپ با باد سرد

11 چنین گفت با شوی و زن کدخدای که خرسند باشید و فرخنده‌رای

12 سرایی به پردخت مهتر بده خورشها و گستردنی هرچ به

13 چو آن دید گشتاسپ کرد آفرین بران نامور مهتر پاک‌دین

14 کتایون بی‌اندازه پیرایه داشت ز یاقوت و هر گوهری مایه داشت

15 یکی گوهری از میان برگزید که چشم خردمند زان سان ندید

16 ببردند نزدیک گوهرشناس پذیرفت ز اندازه بیرون سپاس

17 بها داد یاقوت را شش‌هزار ز دینار و گنج از در شهریار

18 خریدند چیزی که بایسته بود بدان روز بد نیز شایسته بود

19 ازان سان که آمد همی زیستند گهی شادمان گاه بگریستند

20 همه کار گشتاسپ نخچیر بود همه ساله با ترکش و تیر بود

21 چنان بد که روزی ز نخچیرگاه مر او را به هیشوی بر بود راه

22 ز هرگونه‌ای چند نخچیر داشت همی رفت و ترکش پر از تیر داشت

23 همه هرچ بود از بزرگان و خرد هم از راه نزدیک هیشوی برد

24 چو هیشو بدیدش بیامد دوان پذیره شدش شاد و روشن‌روان

25 به زیرش بگسترد گستردنی بیاورد چیزی که بد خوردنی

26 برآسود گشتاسپ و چیزی بخورد بیامد به نزد کتایون چو گرد

27 چو گشتاسپ هیشوی را دوست کرد به دانش ورا چون تن و پوست کرد

28 چو رفتی به نخچیر آهو ز شهر به ره بر به هیشوی دادی دو بهر

29 دگر بهرهٔ مهتر ده بدی هرانکس کزان روستا مه بدی

30 چنان شد که گشتاسپ با کدخدای یکی شد به خورد و به آرام و رای

ابوالقاسم فردوسی از شاعران بزرگ قرن 3 هجری می باشد و سبک شعری ایشان خراسانی است.
اثر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد شاهنامه 8 ام از 778 پادشاهی لهراسپ در شاهنامه ابوالقاسم فردوسی می باشد
شعر قالب : شاهنامه سبک : خراسانی
عکس نوشته
کامنت
سوالات متداول درباره شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد

شاعر شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد چه کسی است ؟

شاعر شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد ابوالقاسم فردوسی می باشد.

شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد در چه دوره‌ای سروده شده است؟

این شعر در قرن 3 سروده شده است.

قالب شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد چیست ؟

قالب شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد شاهنامه است

سبک شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد چیست ؟

سبک شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد سبک خراسانی است

مضمون اصلی شعر چو بشنید قیصر بر آن برنهاد چیست؟

این شعر در دسته‌بندی شعر فارسی, شعر کوتاه, عارفانه, عاشقانه, غمگین, می‌نوشی قرار دارد و مضمون اصلی آن شعر فارسی, شعر کوتاه, عارفانه, عاشقانه, غمگین, می‌نوشی است.
ابوالقاسم فردوسی

چو بشنید قیصر از ابوالقاسم فردوسی شاهنامه 8

شاهنامه 8 ام از 778 پادشاهی لهراسپ
بنر