1 چون شمع بسی رشتهٔ جان سوختهایم آتش به دل سوخته افروختهایم
2 صد دامن از اشگ دیده اندوختهایم یک سوز ز پروانه نیاموختهایم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تا شدم خویگر به رفتن راست چرخ کجرو به کشتنم برخاست
2 راست نتوان سوی بلندی رفت راستی مانع ترقی ماست
1 تا تاختند بیهنران در مصافها زد زنگ، تیغهای هنر در غلافها
2 ناچار تن زند ز مصاف مخنثان آن کس کهبرشکست بهمردی مصافها
1 گلعذاران جهان بسیارند لیک پیش گل رویت خارند
2 دل نگهدار که خوبان دل را چون گرفتند نگه میدارند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به