1 شد نظر واکردنی خواب فراموش شرار لغزش پای نگاهی داشت مدهوش شرار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گر، دمی، بوس کفتگردد میسر تیغ را تا ابد رگهایگل بالد ز جوهر تیغ را
2 ازکدورت برنمیآید مزاج کینهجو بیشتر دارد همین زنگار در بر تیغ را
1 کی جزا میرسد از اهل حیا سرکش را آب آیینه محال استکشد آتش را
2 بر زبان راست روان را نرود حرف خطا خامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را
1 فال حباب زن، بشمر موج آب را چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را
2 عشق از مزاج ما به هوس گشت متهم در شک گرفت نقطهٔ وهم انتخاب را
1 در عالمیکه با خود رنگی نبود ما را بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را
2 مرآت معنی ما چون سایه داشت زنگی خورشید التفاتش از ما زدود ما را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به