🌟 نیت کن و فال حافظ بگیر 🌟
ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی

دوش آوازه درافکند نسیم از ظهیر فاریابی قصیده 76

قصیده 76 ام از 306 قصاید

دوش آوازه درافکند نسیم سحری

🌙 حالت شب
شماره بیت
اندازه متن
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26

1 دوش آوازه درافکند نسیم سحری که عروسان چمن راست گهِ جلوه گری

2 عقل خوش خوش چو خبر یافت ازین معنی، گفت راستی خوش خبری داد نسیم سحری

3 گر چنین است یقین دان که جهان بار دگر خوش بهشتی شود آراسته تا درنگری

4 گل اندیشه چو از وصف ریاحین بشکفت نوش کن باده گلگون، به چه اندیشه دری؟

5 صبحدم ناله قمری شنو از طرف چمن تا فراموش کنی محنت دور قمری

6 مجلس بزم بیارای که آراسته اند نقشبندان طبیعت رخ گلبرگ طری

7 همچو مستان صبوحی شده افتان خیزان شاخه‌های سمن تازه و بید طبری

8 سخن سوسن آزاد نمی یارم گفت آن نه از کم سخنی دان و نه از بی هنری

9 دوش ناگه سخن او به زبان آوردم آسمان گفت سزد کز سر آن درگذری

10 چند گویی سخن سوسن و آزادی او؟ مگر از بندگی شاه جهان بی خبری؟

11 نصرة الدین ملک عالم عادل بوبکر که جهان جمله بیاراست به عدل عمری

12 آن جوانبخت جهان بخش که از هیبت او باد بر غنچه نیارد که کند پرده دری

13 خسروا گوش بنفشه ست و زبان سوسن که به عهد تو بِرَستند ز گنگی و کری

14 هر کجا در همه عالم خللی دیگر بود کرد اقبال تو بی منت گردون سپری

15 ابر در بزم چو دست گهرافشان تو دید خویشتن زود به پیش فلک افکند و گری

16 که چو اسراف کقش در کرم از حد بگذشت تو به نوعی غم این کار چرا می نخوری؟

17 فلکش گفت جز این کارِ دگر هست مرا هم تو می خور غم این کار که بیکار تری

18 بی تو خوردند بسی این غم و هم سود نداشت تو درین باب قوی تر ز قضا و قدری؟

19 بعد ما کز طلب پایه قدرت ناگاه دیده عقل فرو ماند ز کوته نظری

20 خواست اندیشه که در کنه کمال تو رسد عقل گفتش که تو هم بیهده تازی دگری

21 شهریارا تویی آن کز قِبَل خون عدوت گل کند گاهی پیکانی و گاهی سپری

22 صورت فتح و ظفر معتکف حضرت توست نی غلط رفت تو خود صورت فتح و ظفری

23 خاتم ملک در انگشت تو کرده ست خدای چه زیان دارد اگر خصم شود دیو و پری؟

24 تا جهان سر ز گریبان فنا برنارد وز حوادث نشود دامن آفاق بری

25 در جهانداری چندانت بقا باد ای شاه که مهندس نکند عقدش اگر بر شمری

26 تا تو از دولت و اقبال بدان پایه رسی که به پای عظمت تارک گردون سپری

ظهیر فاریابی از شاعران بزرگ قرن 6 هجری می باشد و سبک شعری ایشان عراقی است.
اثر دوش آوازه درافکند نسیم سحری قصیده 76 ام از 306 قصاید ظهیر فاریابی می باشد
شعر قالب : قصیده سبک : عراقی
عکس نوشته
کامنت
سوالات متداول درباره شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری

شاعر شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری چه کسی است ؟

شاعر شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری ظهیر فاریابی می باشد.

شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری در چه دوره‌ای سروده شده است؟

این شعر در قرن 6 سروده شده است.

قالب شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری چیست ؟

قالب شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری قصیده است

سبک شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری چیست ؟

سبک شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری سبک عراقی است

مضمون اصلی شعر دوش آوازه درافکند نسیم سحری چیست؟

این شعر در دسته‌بندی شعر شاد, شعر فارسی, شعر کوتاه, طبیعت, عارفانه, عاشقانه, غمگین, مرگ, می‌نوشی قرار دارد و مضمون اصلی آن شعر شاد, شعر فارسی, شعر کوتاه, طبیعت, عارفانه, عاشقانه, غمگین, مرگ, می‌نوشی است.
ظهیر فاریابی

دوش آوازه درافکند نسیم از ظهیر فاریابی قصیده 76

قصیده 76 ام از 306 قصاید
بنر