1 آسیمه سران بینواییم هنوز با شهوتها و با هواییم هنوز
2 زین هر دو پی هم بگراییم هنوز از دوست بدین سبب جداییم هنوز
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای پسر عشق را بدایت نیست در ره عاشقی نهایت نیست
2 اگرت عشق هست شاکر باش که به عشق اندرون شکایت نیست
1 ایام چو من عاشق جانباز نیابد دلداده چنو دلبر طناز نیابد
2 از روی نیاز او همه را روی نماید یک دلشده او را ز ره ناز نیابد
1 ای کم شده وفای تو این نیز بگذرد و ا فزون شده جفای تو این نیز بگذرد
2 زین بیش نیک بود به من بنده رای تو گر بد شدست رای تو این نیز بگذرد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به