1 قبایل عرب عابری است پنج گروه که مانده ز ایشان اسمی تهی زرسمم بود
2 اگر بپرسی اسماء رهطشان گویم جدیس و جرهم و عملیق و عاد و طسم بود
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دانا کبود بنزد مردم هشیار آنکه به بیهوده هیچ می نکند کار
2 دانا آن شد که پخته سازد و نیکو خامی گفتار خویش و زشتی کردار
1 کان التوانی انکح العجز بنته و ساق الیه حین زوجهامهرا
2 فراشا و طیئا قال له اتکی فانکما لابد ان تلد الفقرا
1 گفتم تو کیستی کاین احسان به من نمودی گفتا به ذات پاکم حق باصر است و اعرف
2 گفتم تو پیر عشقی ای شیخ پاکدامن گفتا تو طفل راهی ای کودک مزلف
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به