1 اجل شمس دین ، ای بچشم عنایت شده حال آزادگان را ملاحظ
2 نه ایام را جز شعار تو زینت نه اسلام را جز جوار تو حافظ
3 بر جود تو ما حضر جود حاتم بر فضل تو مختصر فضل جاحظ
4 عدو را پیام تو شر الصواعق ولی را کلام تو خیر المواعظ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ز دور جنبش این چرخ سیمگون سیما چو سیم و زر شده گیر: اشک ما و چهره ما
2 شود چو سیم و زر اشک این و چهرة آن که هست شعبدهٔ چرخ سیمگون سیما
1 جهان سرای غرورست، نی سرای سرور طمع مدار سرور اندرین سرای غرور
2 بعاقبت بحسام هوان شود مجروح دلی که او بحطام جهان شود مسرور
1 همه کار گیتی بود برقرار چو با دین و دانش بود شهریار
2 بعدلست هر سلطنت را ثبات بعلمست هر مملکت را مدار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به